محمد مهدى ملايرى
182
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نصف ده خمس است كه همان خمس مالياتى باشد . در صورتىكه خمس مالياتى ( به ضم خاء ) و به معنى پنج يك است و پنج يك نصف ده نيست . و ديگر اين كه سخن صالح و مردانشاه دربارهء ديوان خراج است كه از دوران ساسانى تا اين زمان كه بنا بوده به زبان عربى برگردد همچنان به زبان فارسى و براساس همان نسقهاى قديم جريان داشته و اين ديوان را با خمس و زكات كارى نبوده . خمس و زكات و ديگر عوائد شرعى حساب جداگانهاى به نام صدقات داشته كه در ديوانى به همين نام يا به نام ديوان عطاء نگهدارى مىشده و از آغاز تأسيس هم به زبان عربى بوده با همان اصطلاحات شرعى معروف ، و تنها در مواردى كه مجموع عايدات دولت را از موارد مختلف به حساب مىآوردهاند از مبلغ صدقات هم نام مىبردهاند چنانكه در كتاب الخراج قدامه پس از ذكر صورتى از خراج استانها و طسوجهاى مختلف سواد ( - عراق كنونى ) از نقد و جنس كه معمولا گندم و جو بوده و تسعير آن كه مبلغى نزديك به يكصد و هشت ميليون و نيم ( درهم ) مىشده ، براى اينكه مجموع عايدات ساليانهء آنجا را هم به دست دهد شش ميليون درهم صدقات بصره را هم به آن افزوده است . ( كتاب الخراج تصحيح دخويه ، پيوست به كتاب المسالك و الممالك ابن خردادبه ، ص 239 ) . براى آنها هم كه ششويه را به پنجويه تصحيح كردهاند همين توهم حاصل شده يعنى آنها هم پنجويه را نصف عشر پنداشتهاند ، در صورتىكه با يك حساب ساده رياضى مىتوان دريافت كه پنجويه دو برابر عشر است نه نصف آن . و اين توهم تازگى هم ندارد ، در متن برهان قاطع هم همين اشتباه را مىتوان ديد ، در آنجا هم در معنى پنجيوده - كه آن را تحريفى از پنجويه شمردهاند - چنين آمده « پنجيوده بر وزن پنج روزه به معنى نصف عشر است چه دهيوده عشر را گويند . » با آنچه گذشت مىتوان به خوبى پىبرد كه اين اشتباهها برخى ناشى از بىدقتى در خواندن عبارت عربى است كه تقصير آن را مبتديان مىتوانند تا حدى به گردن نارسائى خط بيندازند كه حركات را در درون خود ندارد ، و برخى هم